فريدون بن احمد سپهسالار
44
زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )
اما به حكم « القليل يدل على الكثير » واجب آمد از هر حالى كه بريشان طارى شده است شمهاى بيان كردن « و العاقل يكفيه الاشارة » . بدان وفقك اللّه كه جذبه عنايتيست ازلى مع التوفيق كه حق عز شانه بارواح جمعى از اصحاب عنايت قبل الخلق و استحقاقه رفيق مىگرداند ، كما قال عارف : « الجذبة « 1 » و التوفيق حسن عناية الحق الى العبد ليس له فيه سبب و لا منه له طلب » . پس چون آن دولت از ابتدا مساعد مىگردد به اندك جد [ و ] جهدى مؤمن را باعلاء مقامات مىرساند ، كما قال النبى عليه الصلاة و السلام : « جذبة « 2 » من جذبات الحق خير من عبادة الثقلين » ، هر نوبت كه مؤمن را در سلوك مقامى طارى مىگردد كه آنجا متوقف مىشود حق جل و علا از كمال لطف او را از آن مقام بجذبات توفيق به سلامت مىگذراند « 3 » و به مقصود و مطلوب مىرساند . چون حضرت خداوندگار ما را قدس اللّه روحه العزيز جذبهء توفيق ازلى رفيق شده بود و او را اطوار 97 سلوك به جذباتى كه متواتر بديشان فايض مىگشت عبور مىفرمود ، لاجرم در هر محلى و مقامى كه در وقت سلوك مىرسيدند از حقايقى كه در متن آن منكشف مىگشت شمهاى بيان مىفرمايد عظم اللّه جلال قدره : ببرد عقل و دلم را براق عشق معانى * 98 مرا مپرس « 4 » كجا برد ، آن طرف كه ندانى بدان رواق رسيدم كه ماه و چرخ نديدم * بدان جهان كه جهان هم جدا شود ز جهانى
--> ( 1 ) در اصل : الجذبته ( 2 ) در اصل : جذبته ( 3 ) در اصل : مىگذرند ( 4 ) در اصل : بپرس